امیر رضایی فرخ :: وب سایت رسمی

فروردین 091393
 

خوب این میشه اولین پست سال 93 پس ایرادی نداره یه تبریکم بگیم :) خیلی درگیر برنامه ریزی عید و اردوهایی هستم که خودتون بهتر میدونین برای همینم نرسیدم اصلا سری به سایتم برنم. خبر جدیدی هم اتفاق نیفتاده و همه چی طبق همون برنامه ی قبلی داره میره جلو. فقط این وسط یه بنده خدایی که خیلی احساس هات بودن میکرد اساسا بنده رو سر کل‌کل انداخت تا یه شعری بگم یکم قربون صدقه‌ی خودم برم :) این بنده خدا من رو به سکوت و توی خودم بودن در فضای کار محکوم می‌کرد و خیلی به این کار ادامه داد ولی خوب من کاری به این حرفا ندارم. تا اینکه شروع کرد به ستایش خودش من باب برقراری ارتباط با بچه ها و اینکه چقدر آدم جذابیه و … دیگه نگم بهتره!‌ :) حالا ایشون از ابتدای سال 93 آدرس سایت رو داره. نتیجتا این شعر یه تیره و دو نشون! ضمنا همینجا سال نو رو به صورت ویژه به آقای ضیغمی پدر نیوشا ضیغمی که از همکاران خوب من و مدرس شیمی هستن تبریک میگم و امیدوارم جسارت بنده رو ببخشن … :

نیوشا ضیغمی پی‌ام به من داد

که دینامیک و نورو بردم از یاد

رها دیدم در گوش ندا گفت :

گلویش گیر کرده پیش استاد

و شاکردوست در فودکورت میلاد

شنیدم میزدش هی داد و فریاد :

انرژی فوتون کی گردد آزاد ؟!

گلویش گیر کرده پیش استاد

“زدست دیده و دل هردو فریاد

هرآنچه دیده بیند دل کند یاد”

اگر نیکی کریمی آمد اینجا

گلویش گیر کرده پیش استاد

“دمی مور” گر بپرسد کیست استاد

چه توضیحی برایش می‌توان داد؟

همان بهتر که آنجا هم بگویی :

گلویش گیر کرده پیش استاد

نگاهش تا به چشم فرخ افتاد

همه عقل و شعورش رفت بر باد

چو “اشتان” در گلویش گیر کردم

گلویش گیر کرده پیش استاد

پ.ن 1 : اول اینکه تمام اسامی به کار رفته سروران بنده هستن و از کسانی که با سرچ اسم این عزیزان سر از این سایت درآوردن عذر میخوام!

پ.ن 2 : دوست پسرسابق بی‌بی دوعالم خانوم “دمی مور” آقای “اشتان کوچر” بود و حدود 20 سال باهم اختلاف سن داشتن!

بهمن 251392
 

خوب خداروشکر 25 بهمن و به عبارت شیک‌تر همون 14 فوریه‌ اومد و همه به هم رسیدن … البته من اساسا با این قرتی‌بازیا مخالفم و به نظر من دو روز پس از راهپیمایی به اون باشکوهی در راستای اهداف ملی نباید به سرعت با یکی از مظاهر فرهنگ غرب مواجه بشیم ولی خوب دیگه اینم دست تقدیره ! البته من از هنرمندان و صنعت‌گران داخلی تقاضا دارم با بومی سازی این جشن ولنتاین اون رو به صورت ولنتاین ایرانی یا ولنتاین آریایی به ثبت برسونن …

پیشنهاد من اینه که به جای عروسک خرس از عروسک‌های بومی سازی شده مثلا گوسفند استفاده بشه و به جای شکلات غربی هم نون پنیر سبزی به هم هدیه بدیم! البته میگم اینا همه پیشنهاده :)

سروده ی زیر الهام گرفته از مهدی عزیزه و قدمتی داره و الان با توجه به شرایط فعلی به روزرسانی شده …

یکی از شاگردای مدرسه‌ی ابوعلی سینا دیروز میگفت چرا نمونه سوال نمیذارید تو سایتتون!؟؟؟ همینجا اگه داره این متن رو میخونه ازش میپرسم : خداوکیلی چند دفعه رفتی تو نت دنبال سوال؟! چند دفعه رفتی تو نت ولی نه به دنبال سوال؟! :)

وقتی معلم به این خوبی داری برو اینترنت با خیال راحت!‌ اونایی که من معلمشون نیستم باید نگران باشن (اسمایلی تواضع و اعتماد به نفس و کلی صفت خوب و پسندیده :) ‌ )

 

دهد مجنون به لیلا خرس با قلب
شباهت دارد آیا خرس با قلب؟
دوباره آمد ایام ولنتاین
جهان تسخیر شد با خرس‌باقلب
برای فتح قلب ماه‌ نیکا
خریده جعفر آقا! خرس با قلب
خریده خرس گنده، خرس گنده
جوان حس کرده خود را خرس با قلب
و بیتا محض اجرای عدالت
خریده سی-چهل تا خرس با قلب
نکن تردید مادر داده حتما
که دیدی دست بابا خرس با قلب
ندا داده به اکبر  قلب با خرس
حسن داده به آیسا خرس با قلب
یکی دیدم که داده دست الناز
سحر نیکو کیانا خرس با قلب
شده بره‌کشون گشت ارشاد
شده پر توی ون‌ها خرس با قلب
ندارد راه گویا عشق در سنگ
ندارد میل گویا خرس با قلب
شتر در خواب بیند پنبه‌دانه
نیوشا توی رویا خرس با قلب
کبوتر با کبوتر باز با باز
کوالا با کوالا خرس با قلب
کند تسهیل در سطح روابط
ببین دست اوباما خرس با قلب
عجب بحثی‌است این بحث ولنتاین
بگو تا صبح فردا خرس با قلب
چه صحبتها که کردیم و نکردیم
نشد حل این معما: خرس با قلب؟!

 

 

 

دی 241392
 

خوب به مدد الهی امتحانای ترم اولم به اتمام رسید … یه سری‌تون که الان اردویید و خوش به حالتون، یه سری هم که موندین منزل و دارید برنامه‌ریزی می‌کنین یه جوری شنبه رو هم بپیچونین استراحت مبسوطی بکنین! ما معلما هم که درگیر تصحیح اوراق و نمره دادن و این داستاناییم. علت اینکه این چند وقته پست جدید نذاشتم هم دقیقا همین درگیری فصل امتحانات بود. پستی که می‌خوام امروز بذارم، برمی‌گرده به بحث “اعتماد بنفس” فکر کنم! من روزانه در جاهای متعددی تردد دارم و با آدمای متفاوتی سروکله میزنم، اما بعضی وقتا رفتار آدم‌ها برای من توجیه نداره! شنبه باید میرفتم مدرسه برای مراقبت. رفتم سر کلاسی که باید مراقبت می‌کردم دیدم کلاس شلوغیه و توش به غیر از من معلمای دیگه‌ای هم هستن. خیلی بهشون با دقت نگاه نکردم و رفتم سرجایی که باید ایستادم، ولی تنها چیزی که با همون نگاه کردن جزیی متوجه شدم این بود که داف ایرانی * در جمع حضور نداشت!

اما در ادامه مراقبت و با سوال پرسیدن یکی از بچه‌ها و حرکت من به سمت اون بینوا، صحنه‌هایی ناب و تکرار ناشدنی رقم خورد و اون طفل تا مرز زنده به گور شدن در زیر فشارهای ناشی از دبیر دین و زندگی پیش رفت. حالا من این شعر حماسی رو در وصف اون وضعیت گفتم، واقعا خودم هم خندیدم وقتی این شعر رو می‌نوشتم، ولی در عین حال به این هم فکر می‌کردم که واقعا آدما درمورد خودشون چی فکر می‌کنن …

 

جای‌جای مجتمع همواره پر سیم و زر است
مدرسه مان پایتخت داف‌های کشور است
سهم من البته از زر جز ضرر چیزی نبود
ثروت شاعر فقط خودکار و ذوق و دفتر است
شنبه رفتم مدرسه بهر حفاظت زامتحان
امتحانی که زسختی شبه لیگ برتر است
تا به سمت داف دینی رفتم و سمت الی
ناگهان دیدم که اوضاع کاملا خرتوخر است
ظنّ زن فکر می‌کنم این بود ، من بر او نظر
دارم و او ظاهرش از آنجلینا بهتر است
درمیان خشکسالی های پی در پی هنوز
سوژه های ناب فرّخ میوه هایش نوبر است

 

* داف از ملل دیگه بود !

آذر 081392
 

بهتره بگم : تکلیف کنکور 93 هنوز هم مشخض نیست! امیدوارم زودتر به این بچه‌های مردم بگن میخوان چیکار کنن، جماعتی رو سردرگمی و نگرانی دربیارن!

تازه دو روز پیش میگن کنکور آزاد مجزا برگزار نمیشه، روز قبلش تو شبکه خبر رییس سازمان میگه “اگه” بنا باشه کنکور دانشگاه آزاد مجزا برگزاربشه، سازمان سنجش باید این کنکور رو برگزار کنه … با این‌همه حرف، هنوزم کسی حرف آخر رو نزده! منم مثل شماها منتظرم و به هر وقت خبر نهایی و موثق بگیرم بهتون اطلاع میدم.

شعری که در زیر می‌خونید، در مدارس دخترونه‌ای که من درس میدم و در چند سال اخیر با تنی چند از اساتید (البته حسب اتفاق) مشترکا پیش ریاضی درس میدیم، مخاطب خاص داره! خدا رو به همین قبله قسم میدم هممون رو اصلاح کنه :

 

دردم از درس است و درمان نیز هم

مغز من پاشیده و جان نیز هم

دخترک شد غرق در درس فیزیک

دینی از کف رفت و ایمان نیز هم

وان پسر بنشسته دائم پای جِم

لاله ، دیلا ، خرّم ، آیسان نیز هم

هر دو تا دادند دین خود به باد

فرق دارد این‌دو، چندان نیز هم

چون که در علامه و نخبه سرا

من شدم اول کماکان نیز هم

شد شکرچی شاکی و آنگاه زد:

حرفهای کذب، بهتان نیز هم

آزمون هر هفته می‌گردد شروع

دارد این آغاز، پایان نیز هم

مهر باطل می‌خورد روی شما

بر توجه، قند، شایان نیز هم

فرّخی هر هفته اول بوده است

دوره ی قاجار و الآن نیز هم

اولی تنها تراز و نمره نیست

دارد این نکته فراوان نیز هم

* قسمت‌هایی از این شعر قبلا به عنوان جایزه به بنده خدایی جایزه داده شده بود !

*من متولد 62 هستم و عبارت “دوره ی قاجار” صرفا جهت تزیین به کار رفته و ارزش دیگری ندارد!

*اینم با صدای ابی بخونید برای خودتون، من دو هفته‌اس دارم به این می‌خندم :

هدیه رو وانکرده کسپر اسکای !!!

آبان 221392
 

یکی از مواردی که تو زندگی زیاد براش وقت می‌ذارم موسیقیه! یادمه از بچگی برعکس همه که وقتی موسیقی گوش می‌کردن از خود بیخود می‌شدن (حالا هرکس به یه نوعی) من اتفاقا برعکس تمرکزم زیادتر می‌شد! البته نظر اطرافیانم اینه که حرکاتی ازم سر می‌زنه که خودم متوجه نیستم، ولی مهم برام اینه که در اون لحظه ذهنم دقیقا میره اونجایی که دلم می‌خواد و مثلا سخت‌ترین مسئله‌های کوانتوم مکانیک رو من هدفون درگوش حل می‌کردم! بنظر من یکی از موارد تاثیرگذار روی تمرکز در مطالعه موسیقیه …

این رو الان دارم مطرح می‌کنم، که بگم نسل شماها بیشتر از نسل ما  تو سن شما موسیقی گوش میده، البته بخاطر پیشرفت تکنولوژی و به بازار اومدن انواع پلیرهای کوچک و با ظرفیت بالا! مشاورا اما مال زمان ما هستن و با پارامترهای فکری دوره‌ی ما میخوان به مسئله نگاه کنن!  بنابراین اگر شماها مثل من هستید، که اگه گوشی تو گوشتونه، با آهنگ زمزمه نمی‌کنید و می‌تونید با موزیک تمرکز بیشتری بدست بیارید و درس بخونید، اصلا تعلل نکنید و مطمئن باشید کار درستی انجام میدید. اما اگه علی‌الخصوص اهل گوش دادن موسیقی‌های کلام محور، مثل رپ هستید و مدام می‌خواید با صدای بالاتر از طرف باهاش بخونید و … مواردی که خودتون بهتر می‌دونید، بهتره موزیک رو تو زمان استراحت گوش بدید و در سکوت مطالعه کنید.

من اهل آهنگ 6و8 نبودم و نیستم هیچوقت، رپ هم جز “امینم” گوش نمیدم! بیشتر راک دهه هفتاد و هشتاد و هوی متال دهه هشتاد و نود رو گوش میدم، کارای “کویین”، “متالیکا”، “پینک فلوید” و … . با موسیقی وطنی هم خیلی میونه‌ای ندارم، اما اسطوره‌هایی هستند در موسیقی سنتی داخلی، که حتی اگه اهل موسیقی سنتی هم نباشی، وقتی به کارهاشون گوش میدی زندگیت رو زیر و رو می‌کنن. یکی از این موارد، خانواده‌ی محترم “شجریان” هستن. این تصنیف “هوای گریه” خیلی خیلی زیباست، و من هیچوقت از شنیدنش سیر نشدم. برای دانلودش می‌تونید از این لینک استفاده کنید. ضمنا امیدوارم بعد از خوندن شعر زیر، سرضربهاش رو با این شعر به یاد نیارید که حیفه! ضمنا شعر اصلی کار استاد گرانقدر ادب فارسی خانوم “سیمین بهبهانی” هست که عمرش دراز باد …

نه خوانده ام یکم درس، نه داده کس به من درس

چو خنگ پشت کنکور، رها رها رها من

ز علم هر آنکه او دور، چو داف، به بنده نزدیک

به علم هر آنکه نزدیک، از او جدا جدا من

نه دفتری نه کیفی، نه نمره ی ردیفی

نمونه ی خفیفی ، ز نوع اُسکُلا من

من از شیمی گریزان، من از فیزیک هراسان

فقط به فکر رشته، هوا فضا فضا من

زمان سریع گذشت و، رسیده وقت کنکور

برس به داد بنده، هوار یا خدا من

پ.ن :

پسوورد فایل دانلود شده هم اینه : www.didarweb.ir

آبان 011392
 

آمار کنکور 92 هنوز بیرون نیومده، ولی خوب همیشه مشت نمونه خرواره پس روی آمار کنکور 91 که تو دو جدول زیر براتون آوردم تمرکز کنید! دقت کنین که اولا این درصد پاسخگویی مربوط به قبول شده‌هاست نه شرکت کننده‌ها، پس قطعا درصد پاسخگویی درکل شرکت کننده‌ها خیلی کمتر از این عدده! حواستون رو جمع کنین که مثلا در مبحث نور هندسی که همه فکر می‌کنن مبحث راحتیه، باوجود تعداد سوال تقریبا بالا درصد پاسخگویی پایینه و نباید دست کم گرفتش و … این اطلاعات رو بررسی کنید، ضمنا این اطلاعات از سازمان سنجش استخراج شده …

از جلسه بعدی یکی یکی تمام این مبحث‌ها رو با چند تا تست آموزشی براتون مرور می‌کنم. به مباحثی که براتون هایلایت کردم توجه کنید. چه از نظر درصد پاسخگویی بالا چه پایین! البته مثلا در سال 91 از بردار تستی تو کنکور تجربی نیومده بود، ولی امسال اومد. البته باز نکته‌ای که جالب بود این بود که جواب تست بردار کنکور ریاضی و تجربی هر دوشون می‌شد رادیکال 75! حتی سوالا یکی بود و سوال بچه‌های تجربی یک مرحله کار کمتری نسبت به سوال بچه‌های ریاضی داشت. اینارو از این جهت دارم میگم که بدونین، کار آماری کردن روی کنکور خیلی اهمیت زیادی داره و نتایجی که ازش استخراج میشه می‌تونه کمک کنه که بدونین کدوم مباحث رو جدی‌تر بخونین. دقت کنین در رشته‌ی تجربی تعداد کمی از مباحث درصد پاسخگوییشون بالای 30% هست و این نشون میده اگه یه دانش‌آموز روی این درس به اندازه وقت بذاره، بدلیل انحراف معیار این درس تا چه حد زیادی می‌تونه به شانس قبولیش کمک کنه :

رشته‌ی ریاضی – فیزیک : جامعه‌ی آماری 32785 نفر پذیرفته شده در کنکور سراسری سال 91

مبحث

تعداد سوال

درصد پاسخ‌گویی

نور هندسی

4

15

بردار

1

43

سینماتیک

4

14

دینامیک

4

14

کار – انرژی

1

20

ویژگی‌های ماده و فشار

3

23

گرما و قانون گازها

2

31

ترمودینامیک

3

26

الکتریسیته ساکن

2

19

الکتریسیته جاری

4

12

مغناطیس

2

23

القای الکترومغناطیسی

2

23

حرکت نوسانی

3

12

موج مکانیکی

2

18

صوت

2

12

امواج الکترومغناطیسی

2

43

آشنایی با فیزیک اتمی

2

22

آشنایی با فیزیک حالت جامد و هسته

2

50

رشته‌ی تجربی : جامعه‌ی آماری 43241 نفر پذیرفته شده در کنکور سراسری سال 91

مبحث

تعداد سوال

درصد پاسخ‌گویی

نور هندسی

3

16

سینماتیک

2

11

دینامیک

2

12

کار – انرژی

1

13

ویژگی‌های ماده و فشار

1

10

گرما و قانون گازها

1

13

الکتریسیته ساکن

2

16

الکتریسیته جاری

3

14

مغناطیس

1

38

القای الکترومغناطیسی

2

15

حرکت نوسانی

2

11

موج مکانیکی

2

14

صوت

2

15

امواج الکترومغناطیسی

2

42

آشنایی با فیزیک اتمی

2

28

فیزیک هسته‌ای

2

20

مهر 241392
 

خوب از اونجایی که می‌دونم الان خییلی درس خوندین، بد نیست یکمم سرگرمی داشته باشید. اصلا هم مسائلی که تو این شعر داره مطرح میشه برای من مهم نیستا، به همین قبله، فقط می‌خوام خستگیتون در بره! به این میگن معلم نمونه ، اینقدر به فکر … :

 

در کلاس من همیشه جزوه برداری کنید

دوستان گیج را در فهم آن یاری کنید

شنبه ها با اندکی تاخیر می‌آیم ولی

بر سر درسم نبینم نابهنجاری کنید

من که می‌دانم در آنجاتان* عروسی‌ها بپاست

لااقل در غیبت من آبروداری کنید

از همین حالا بگویم در کلاس مختلط

باید از قبلِ کلاسم صیغه‌ای جاری کنید

بار دیگر هم بگویم در “معلم روز”، من

نیستم راضی که گیفتی* را خریداری کنید

گر مدیر مدرسه پرسید از وضع کلاس

یادتان باشد که از فرّخ هواداری کنید

فرّخم مرد و دریغ از یک نفر فیزیک‌دان

فکر خرما و خطیب و مسجد و قاری کنید

*ذهنتان

*Gift

البته اینجا جا داره از بچه‌هایی که به این سایت لطف دارن هم تشکر کنم که با پیگیری مطالب رو دنبال می‌کنن، یه سری نظراتشون رو کامنت میذارن و یه سری هم شخصا برای من ایمیل می‌کنن. از همه ممنونم، اگر بنا باشه بتونم با وجود اینهمه گرفتاری کاری هم به مطالب فیزیک و مشاوره برسم، هم بتونم این ستون نظم که چه عرض کنم، “بی‌نظم” رو ادامه بدم نیاز دارم به اینکه این نظرات رو بدونم. ضمنا خیلی از اسامی که در این ابیات به کار میره تخیلیه، با وجود اینکه وجود دارن! (اینم از قول آقای پیمان قاسم خانی بود البته) پس اگر کسی اومد و حسب اتفاق دید که انگار دارم دقیقا به خودش اشاره می‌کنم، به خودش نگیره … عید قربان رو هم به همه تبریک میگم، هفته‌ی دیگه هم پنجشنبه تعطیله، دو هفته بعدشم چهارشنبه و پنجشنبه! خدا به داد برسه با این همه تعطیلی ;)

مهر 241392
 

خوب در مطلب قبلی بهتون قول دادم که متد صحیح مطالعه‌ی فیزیک کنکور رو بهتون یاد بدم، الوعده وفا :

(ضمنا از هفته‌ی گذشته همکاری رسمی من با وبسایت مطرح کنکور آغاز شد و می‌تونید مطالب مربوط به مشاوره و تدریس من رو هم از این وبسایت و هم از اونجا پیگیری کنید)

ببینید، یکی از مشکلات اساسی و ریشه‌ای که در نسل جدید وجود داره و اکثرا با درس‌های ریاضی و فیزیک کنکور درگیر هستن (این رو میانگین این دو درس در کنکورهای سراسری 10 سال اخیر میگه که میانگین نسبت به اوایل دهه 80 در این دو درس افت شدیدی داشته!) رو من در نحوه‌ی نگرش دانش‌آموز به فرآیند مطالعه می‌بینم! معمولا وقتی تصمیم می‌گیرید درس بخونید، جزوه یا درس‌نامه‌ی کتاب کمک آموزشی‌تون رو باز می‌کنید و نوشته‌های نویسنده رو دنبال می‌کنید، درست شبیه کسی که داره برگه تصحیح می‌کنه! برگه‌ای که غلط (البته معمولا!!!) نداره و شما تا پایان متن باهاش می‌رید، بدون اینکه یک معادله تشکیل بدید یا حل کنید! این فرآیند سبب می‌شه در آینده تو امتحان تا جایی که “حافظه‌ی تصویری‌”تون همراهی می‌کنه مسایل رو حل کنید و هرجا دیگه یادتون نیاد نویسنده چی نوشته بود، استپ می‌کنید! حتی پیش میاد که نمی‌دونید از کجا باید شروع کنید. خیلی از بچه‌ها هستن سر جلسه‌ی امتحان که لازم نیست همه‌ی سوال رو بهشون تقلب برسونید! فقط کافیه ابتدای مطلب رو ببینه، خودش بقیه‌اش رو ادامه میده …

این قسم مشکلات همه ریشه در این داره که چیزی به اسم “چرکنویس” خیلی وقته که مفهوم سابقش رو از دست داده! یادمه یه معلمی داشتیم سال پیش‌دانشگاهی، ایشون همیشه وقتی تکلیف از روی کتابای تست می‌دادن، که خوب جواباش ته کتاب بود و سخت نبود از ته یه نگاه بندازی، موقع جمع کردن تکالیف “فقط” چرکنویس‌ها رو جمع می‌کرد تا ببینه میزان فعالیت ما چقدر بوده و همین نوشتن و تمرین “روی کاغذ” به داد خیلی از بچه‌ها رسید.

به شاگردام همیشه میگم: جزوه‌ی من رو بخونید، کامل، حتی اگه لازمه چند بار! این سبب میشه همیشه بدونید باید از کجا شروع کنید، چون جزوه‌ی مناسب ویژگیش اینه که به شما چارچوب ذهنی میده، و شماها می‌تونید مطابقت‌های مفهومی رو به راحتی پیدا کنید. بعد تست‌های جزوه‌ی من رو با هر روشی که عادت دارید بررسی کنید. این تست‌ها که معلم‌ها در درس‌نامه‌ی جزوه‌شون می‌گنجونن، اصطلاحا به تست‌های آموزشی معروفن! این تست‌ها اسکلت‌بندی کنکور رو تشکیل میدن و در طراحی‌شون نکاتی به کار رفته که “جزیی از تدریس” هستن. پس به این‌ها هم به دید درس نگاه می‌کنن. بعد باید برن سراغ تست‌های آرشیو کنکور سال‌های قبل، دست به قلم ببرن و حل کردن تست رو تجربه کنن، نه پاسخنامه رو بررسی کنن. باید اشتباه کنن، باید تو دام آموزشی بیفتن به قول آقای قلمچی. باید زمان کم بیارن، باید تو محاسبات یه منفی جا بندازن و تست رو غلط بزنن و …

مجموعه‌ی این اشتباهات برای شما تجربه میشه و این شکست‌های شیرینه که به قول ناپلئون میشه ازش پل پیروزی ساخت. بعد از این تجارب خانگی، نیازه که تجربه‌ی تست‌زنی در خارج خونه و در شرایطی شبیه کنکور سراسری رو هم تجربه کنید که میشه همین آزمون‌های آزمایشی …

به نظرم تا همین‌جا برای خیلی‌ها یه روش جدید مطالعه رو استارت زدم، و نمی‌خوام از الآن تا ته خط برم. بیاید قدم به قدم باهم حرکت کنیم. اگر روش‌تون ایراد داشته، اصلاحش کنید، الان وقت خوبیه و فرصت کافی هست تا قالب‌تون رو تغییر بدید. اولش یکم سخت به نظر میاد، ولی به مرور که نتایجش رو ببنید، متوجه می‌شید که به سختی‌اش میرزید.

پس از این به بعد به جای اینکه حل تست‌ها رو دنبال کنیم، یه کاغذ می‌ذاریم روی حل معلممون و خودمون دست به کار می‌شیم برای حل تست!

در مطلب بعدی درمورد نحوه‌ی آزمون دادن و کتاب‌های کمک آموزشی صحبت خواهم کرد، ضمنا دارم سعی می‌کنم بخش تست رو فعال کنم و هر جلسه اون تست‌های با ارزش آموزشی رو براتون حل کنم تا بیشتر راه بیفتید. موفق باشید

مهر 171392
 

بعضی وقت‌ها پیش میاد که اسم یه مکان یا یه آدم شما رو یاد چیز دیگه‌ای میندازه! بعضی وقت‌ها اسم بعضی چیزها از نظرشما بی‌ربطه و … من خودم شخصا به این مسئله خیلی حساسم و شخصیتم طوری هست که یهو گیر میدم … جدی‌ترین گیر من هم به اسم مدرسه‌هایی هست که توشون درس میدم! مثلا یادمه یه مدرسه تو منطقه 13 تهران بود، اسمش مدرسه قزوینی بود! همه به این اسم می‌خندیدن، حتی خود مدیرش، ولی خوب دیگه چون دولتی هم بود کاریش نمی‌شد کرد! به اسم مناسب گذاشتن برای افراد یا محیط‌های کار مثل مدرسه و شرکت و … توجه کنید لطفا! چند وقت پیش یه مطلب به نقل از یه بنده خدایی نوشته بودم (چقدر آدرس دقیق !!!) که اسم باید با محتوا باشه، مثلا نیاید کله‌پزی بزنید اسمش رو بذارید : کله‌پزی شاملو یا مثلا تعویض روغنی دکترمعین یا نمی‌دونم تخلیه چاه انیشتین! یکم فکر کنید! به شعری در این باره از فرّخی تهرانی توجه کنید :

اساسا من فقط از جای خیلی لیز می‌ترسم

ولی این اول مهری من از تلمیذ می‌ترسم

چه بهتر مدرسه با آفتی چون “لاک” درگیر است

من از ایوروشه و مکس فکتور و ساویز می‌ترسم

اگر جبر و حساب با ده نفر تشکیل می‌گردد

چرا بهر فیزیک ادغام* شد تجویز ؟! می‌ترسم

درون مدرسه،  تا چشم می‌بیند، همه نخبه‌ان

من از لبخند اُسکل‌های صاحب میز می‌ترسم

سوالی دادم و خودرو به کامیون اصابت کرد، نوشته:

بنده از برخورد بین خاور و ماتیز می‌ترسم

من از تینا گریزان و من از درسا هراسانم

من از نیلوفر و افسانه و پانیذ می‌ترسم

و از نیکا، رقیه، آتنا، مهدیه و بیتا

و از جیغِ نیوشا، خواهر پرویز (!؟) می‌ترسم

همین الان که بر ابیات این شعرم نظر کردم

بدیدم شخصا از هر چیز و هر ناچیز می‌ترسم

اَلا یا اَیُّها الفَرُّخ، اَدِر کَشکَت و سابشها

که از صبر مدیرانی که شد لبریز می‌ترسم

*: در یکی از مدارسی که تدریس می‌کنم، کلاس فیزیک و درس‌های عمومی رو برای رشته‌های ریاضی و تجربی ادغام کردن، ولی سایر درس‌ها دارن بصورت مجزا برگزار میشن!

پ.ن :

1.البته قرار بود امروز من براتون پست بذارم و ادامه‌ی بحث چگونگی مطالعه درس فیزیک رو باهم ادامه بدیم. نمی‌خوام بدقولی کرده باشم ولی از اونجایی که امسال مدیریت قسمت فیزیک سایت www.konkur.in به من واگذار شده و قرار شد همزمان مطالب هم در سایت خودم و هم در اونجا منتشر بشه، اینه که ازتون میخوام منتظر باشید تا چند روز آینده شرایط قرار دادن اولین پست من روی اون سایت فراهم بشه و از این به بعد همزمان من بتونم مطالبم رو روی هر دو سایت قرار بدم.

2.اگر اسم مناسبی برای این شعر در نظر دارید پیشنهاد بدید !

مهر 101392
 

می‌خواستم حسب ترتیب از فیزیک نهم (همون اول دبیرستان سابق) شروع کنم که اتفاقا امسال کتابش هم تغییراتی داشته و بد نبود راجع بهش بحث کنیم، اما قبول کنید که تو این مقطع، حساسیت درمورد بچه‌های سال دوازدهم (همون پیش سابق) بیشتره و به من حق بدید اولویت رو به اونا بدم …

بچه‌ها در سال آخر فیزیک4 رو همگی باهم و با فصل حرکت‌شناسی آغاز کردن که درستش هم همینه. بچه‌ها دو دسته هستن : یه عده بخاطر تدبیر دبیرستان‌هاشون در سال دوم و کار کاملی که روی فصل حرکت‌شناسی فیزیک2 شده، اینجا با اعتماد بنفس فیزیک رو شروع میکنن و یه تعدادی هم که تعدادشون کم نیست، خاطره‌ی خوبی از فیزیک2 ندارن! پیشنهادم به دسته‌ی دوم اینه که بپذیرن سطح تدریس مدرس‌های سال آخر با دبیرهای سال‌های قبل یکم متفاوته و شما هم به علت پختگی و تکامل مغز الان در شرایط به مراتب بهتری برای آموختن مطالب قرار دارید. پس از پیش‌داوری درمورد خودتون دست بردارید، به اندازه‌ای که لازمه تلاش کنید و سر کلاس به بحث‌های معلم دل بدید و مطمئن باشید که نتیجه خواهید گرفت.

“حرکت” رو نباید دست‌کم گرفت، چون فصل با اهمیتیه، ولی ازش غول هم نسازید، چون نیست. چند روز پیش با یکی از دبیرهای دبیرستان علامه حلی3، آقای اکبری بحث بود که در قسمت‌هایی از فیزیک که خود فصل از ابهت خاصی در بین بچه‌ها برخورداره، طراحان سوال به سوالای ساده و متوسط بسنده می‌کنن و خود بچه‌ها چون از پیش میدون رو خالی کردن، بعضا اصلا به این سوالا نگاه هم نمی‌کنن و زمان‌شون رو برای تست‌های دیگه میذارن! اما تو مبحث‌هایی مثل فشار و نورهندسی که بچه‌ها “فکر می‌کنن” ساده‌اس، طراحا سوالایی میدن که با اعتماد بنفس “اشتباه” بزنن و نمره منفی هم بگیرن.

این از فیزیک پیش، اما همزمان باید فیزیک پایه هم مورد مطالعه قرار بگیره! در خیلی از مدرسه‌ها دو زنگ از چهار زنگ فیزیک رو به فیزیک4 و دو زنگ رو به فیزیک پایه اختصاص میدن. در شروع فیزیک پایه بین دبیرها اختلاف هست. بعضیا معتقدن باید فیزیک پایه از فیزیک3 شروع بشه که بچه‌ها تازه از امتحانات نهاییش برگشتن و هنوز رمشون* از اطلاعات پره! بعضیا هم معتقدن باید به ترتیب و از نورهندسی یعنی فصل 4 و 5 فیزیک1 تدریس رو شروع کرد.

هر کدوم از این روش‌ها استفاده بشه، مزیتی به نظر من به اون یکی نداره، فقط مهم اینه که اهمیتی که به اون فصل داده میشه، متناسب با حجم، سطح سختی و بودجه‌بندی اون فصل در کنکور باشه! بعنوان مثال فصل “کار-انرژی” با وجود مطالبی که توش مطرح میشه و تقریبا تمام مطالب اصلی دینامیک، از سطح شیبدار و فنر و آسانسور بگیر تا پرتابه‌ی حرکت‌شناسی توش هست و پوست مدرس و دانش‌آموز رو چه درس دادنش و چه خوندنش می‌کنه، فقط یک تست در کنکورهای ریاضی و تجربی ازش میاد و بنظر من و خیلی از کارشناسا ارزش نداره مانور اساسی از نظر زمان و انرژی روش بدیم، مگه در مدارسی که اساسا روی 100%  فیزیک زدن بچه‌ها در تیراژ بالا پرونده بازه!

یادتون نره یادگیری سه مرحله است :

  1. مطالعه
  2. برگزاری آزمون
  3. تحلیل بعد از آزمون

و بسیار لازمه که شما “درست” خوندن درس فیزیک رو یاد بگیرین و متوجه باشید “خوندنِ درس” یه اصطلاحه و همه چیز فقط مطالعه نیست! در مطلب بعدی سایت به تفصیل درمورد شیوه‌ی صحیح مطالعه فیزیک، منابع مناسب، نحوه‌ی برگزاری آزمون، آزمون استاندارد و همچنین نحوه‌ی تحلیل آزمون خواهم نوشت، همراه باشید …

*RAM