امیر رضایی فرخ :: وب سایت رسمی

تیر 111393
 

سلام به همه ی بچه ها و یه خسته نباشید حسابی به بچه های کنکور 93 ! واقعا کنکور سختی رو پشت سر گذاشتین علی الخصوص بچه های ریاضی فیزیک که تقریبا همه ی 7 درسشون سنگین بود! البته اینو همین اول بگم که این کنکور سخت در کل به نفع بچه های درسخونتر تموم میشه! حالا صبر کنین تا ببینین …

کنکور سخت بوده ولی خوب برای همه بوده ضمن اینکه کنکور در ایران حد نصابی نیست و رتبه بندی داره پس همه سر جای خودشون قرار میگیرن فقط با میانگین نمرات خام پایینتر!

درمورد درس فیزیکم باید بگم که به طرز عجیبی کنکور امسال برخلاف روال همیشه شباهت به کنکور سالهای قبل داشت! شبیه 86 و 89 شده بود به لحاظ طراحی و محتوا و خوب خود این سبب شد من در جزوه ی خودم 15 مورد شباهت محتوایی و حتی عینی داشته باشم که خوب موفقیتی بود در نوع خودش … (به خودم تبریک میگم اسمایلی تواضع هم خودتون در نظر بگیرین)

سال تحصیلی 93-94 هم از شنبه مورخ 14 تیر شروع میشه و سال بسیار شلوغی هم برای من هست! مثل سنوات گذشته امسال هم مدارسی که توشون درس میدم رو اعلام میکنم و در ساعات اداری و ساعاتی که سر کلاس نیستم تو این مدارس قابل دسترسی هستم.

مدرسه نخبگان علامه طباطبایی دختران واحد میرداماد (منطقه 3)

مدرسه نخبگان علامه طباطبایی  دختران واحد شهرک غرب (منطقه 2)

مدرسه نخبگان علامه طباطبایی دختران  واحد توحید (منطقه 6)

مدرسه نخبگان علامه طباطبایی پسران واحد ولنجک (منطقه 1)

مدرسه سلام مهر پسران واحد آتی ساز (منطقه 2)

مجتمع آموزشی پسران دکتر معین (منطقه 2)

آموزشگاه علمی آزاد مدرسان شریف (سید خندان)

آموزشگاه دخترانه اندیشه ها (منطقه 2)

امیدوارم سال خوبی برای همه باشه و بچه های سومی که تو امتحانای نهایی و با اون سطح بالای سوالات حسابی آبدیده شدن بتونن با قدرت هرچه تمام تر سال رو شروع کنن :)

امسال هم در مقاطع مختلف با مشاوره و تدریس و آمار و شعر در کنار هم خواهیم بود …

فروردین 091393
 

خوب این میشه اولین پست سال 93 پس ایرادی نداره یه تبریکم بگیم :) خیلی درگیر برنامه ریزی عید و اردوهایی هستم که خودتون بهتر میدونین برای همینم نرسیدم اصلا سری به سایتم برنم. خبر جدیدی هم اتفاق نیفتاده و همه چی طبق همون برنامه ی قبلی داره میره جلو. فقط این وسط یه بنده خدایی که خیلی احساس هات بودن میکرد اساسا بنده رو سر کل‌کل انداخت تا یه شعری بگم یکم قربون صدقه‌ی خودم برم :) این بنده خدا من رو به سکوت و توی خودم بودن در فضای کار محکوم می‌کرد و خیلی به این کار ادامه داد ولی خوب من کاری به این حرفا ندارم. تا اینکه شروع کرد به ستایش خودش من باب برقراری ارتباط با بچه ها و اینکه چقدر آدم جذابیه و … دیگه نگم بهتره!‌ :) حالا ایشون از ابتدای سال 93 آدرس سایت رو داره. نتیجتا این شعر یه تیره و دو نشون! ضمنا همینجا سال نو رو به صورت ویژه به آقای ضیغمی پدر نیوشا ضیغمی که از همکاران خوب من و مدرس شیمی هستن تبریک میگم و امیدوارم جسارت بنده رو ببخشن … :

نیوشا ضیغمی پی‌ام به من داد

که دینامیک و نورو بردم از یاد

رها دیدم در گوش ندا گفت :

گلویش گیر کرده پیش استاد

و شاکردوست در فودکورت میلاد

شنیدم میزدش هی داد و فریاد :

انرژی فوتون کی گردد آزاد ؟!

گلویش گیر کرده پیش استاد

“زدست دیده و دل هردو فریاد

هرآنچه دیده بیند دل کند یاد”

اگر نیکی کریمی آمد اینجا

گلویش گیر کرده پیش استاد

“دمی مور” گر بپرسد کیست استاد

چه توضیحی برایش می‌توان داد؟

همان بهتر که آنجا هم بگویی :

گلویش گیر کرده پیش استاد

نگاهش تا به چشم فرخ افتاد

همه عقل و شعورش رفت بر باد

چو “اشتان” در گلویش گیر کردم

گلویش گیر کرده پیش استاد

پ.ن 1 : اول اینکه تمام اسامی به کار رفته سروران بنده هستن و از کسانی که با سرچ اسم این عزیزان سر از این سایت درآوردن عذر میخوام!

پ.ن 2 : دوست پسرسابق بی‌بی دوعالم خانوم “دمی مور” آقای “اشتان کوچر” بود و حدود 20 سال باهم اختلاف سن داشتن!

اسفند 211392
 

خوب امسال من علاوه بر مدارس مختلفی که تدریس کردم سال اول همکاریم با آموزشگاه اندیشه ها رو نیز تجربه کردم.  صمیمیت کادر موسسه و علی‌الخصوص جو خیلی خوب کلاسهام باعث شد دیدگاهم نسبت به آموزشگاههای علمی در مقطع دبیرستان عوض بشه! من آموزشگاه رو با مدرسان شریف در مقطع کارشناسی ارشد تجربه کردم و همیشه همه‌ی دوستانم نسبت به آموزشگاههای دبیرستان دید مثبتی نداشتن ولی من امسال کلا دید متفاوتی دارم و علت اصلی این مطلب رو هم دانش‌آموزام میدونم …

بعد از شعری که برای بچه‌های نخبگان شهرک غرب گفتم این‌بار نوبت بچه‌های اندیشه‌هاست که قبل سال نو یه عیدی از من داشته باشن! شعر رو البته سرکلاس هم براشون خوندم و جای همه خالی :) واکنش‌هاشون خیلی باحال بود!‌

البته یه دوبیتی هم اون وسط اجرا کردم که به دلایل سیاسی – نظامی دیگه اونو تو سایت نمی‌ذارم. اون میمونه تو حافظه‌ی تاریخی بچه‌های کلاس …

سر اسم شعر هم بحث زیاد شد ولی خوب با احترام فراوان به استاد محمد نوری اسم “جان فرخ” رو براش انتخاب کردم :

 

بارالها، از کنارم اسکلان را دور کن

جان فرخ ! دافها را سمت من مجبور کن

نه کتاب و جزوه ای نه معجزه،اما مرا

خواستی، در زمره ی پیغمبران منظور کن

بنده می‌خواهم کلاسم پر شود از فاطمه

کیمیا٬ مهنا٬ سه زهرا٬ پرنیان را جور کن

این شکیبا را یه خردادی ببخش از رحمتت

با کچاپی نسترن را یه کمی مسرور کن

خواهر مهتاب چون مشغول شد با فیزیا

لطف کن مهتاب را با خواهرش محشور کن

یاسمن٬ درسا٬ ملیسا هر سه دکتر می‌شوند

هرکه نتواند ببیند را خدایا کور کن

اینهمه زحمت کشیدم این دهن سرویس گشت

صورتم را چون امامان اندکی پرنور کن

اول فصل جوانی این همه موی سفید؟!

یا کچل کن بنده را یا زلف ما را بور کن!

پ.ن : امروز به خودم لقب فرخ عریان (به جهت گفتن دوبیتی) هم دادم که خوب همه را ازین کار حالی خوش گشت … :)

بهمن 251392
 

خوب خداروشکر 25 بهمن و به عبارت شیک‌تر همون 14 فوریه‌ اومد و همه به هم رسیدن … البته من اساسا با این قرتی‌بازیا مخالفم و به نظر من دو روز پس از راهپیمایی به اون باشکوهی در راستای اهداف ملی نباید به سرعت با یکی از مظاهر فرهنگ غرب مواجه بشیم ولی خوب دیگه اینم دست تقدیره ! البته من از هنرمندان و صنعت‌گران داخلی تقاضا دارم با بومی سازی این جشن ولنتاین اون رو به صورت ولنتاین ایرانی یا ولنتاین آریایی به ثبت برسونن …

پیشنهاد من اینه که به جای عروسک خرس از عروسک‌های بومی سازی شده مثلا گوسفند استفاده بشه و به جای شکلات غربی هم نون پنیر سبزی به هم هدیه بدیم! البته میگم اینا همه پیشنهاده :)

سروده ی زیر الهام گرفته از مهدی عزیزه و قدمتی داره و الان با توجه به شرایط فعلی به روزرسانی شده …

یکی از شاگردای مدرسه‌ی ابوعلی سینا دیروز میگفت چرا نمونه سوال نمیذارید تو سایتتون!؟؟؟ همینجا اگه داره این متن رو میخونه ازش میپرسم : خداوکیلی چند دفعه رفتی تو نت دنبال سوال؟! چند دفعه رفتی تو نت ولی نه به دنبال سوال؟! :)

وقتی معلم به این خوبی داری برو اینترنت با خیال راحت!‌ اونایی که من معلمشون نیستم باید نگران باشن (اسمایلی تواضع و اعتماد به نفس و کلی صفت خوب و پسندیده :) ‌ )

 

دهد مجنون به لیلا خرس با قلب
شباهت دارد آیا خرس با قلب؟
دوباره آمد ایام ولنتاین
جهان تسخیر شد با خرس‌باقلب
برای فتح قلب ماه‌ نیکا
خریده جعفر آقا! خرس با قلب
خریده خرس گنده، خرس گنده
جوان حس کرده خود را خرس با قلب
و بیتا محض اجرای عدالت
خریده سی-چهل تا خرس با قلب
نکن تردید مادر داده حتما
که دیدی دست بابا خرس با قلب
ندا داده به اکبر  قلب با خرس
حسن داده به آیسا خرس با قلب
یکی دیدم که داده دست الناز
سحر نیکو کیانا خرس با قلب
شده بره‌کشون گشت ارشاد
شده پر توی ون‌ها خرس با قلب
ندارد راه گویا عشق در سنگ
ندارد میل گویا خرس با قلب
شتر در خواب بیند پنبه‌دانه
نیوشا توی رویا خرس با قلب
کبوتر با کبوتر باز با باز
کوالا با کوالا خرس با قلب
کند تسهیل در سطح روابط
ببین دست اوباما خرس با قلب
عجب بحثی‌است این بحث ولنتاین
بگو تا صبح فردا خرس با قلب
چه صحبتها که کردیم و نکردیم
نشد حل این معما: خرس با قلب؟!

 

 

 

دی 241392
 

خوب به مدد الهی امتحانای ترم اولم به اتمام رسید … یه سری‌تون که الان اردویید و خوش به حالتون، یه سری هم که موندین منزل و دارید برنامه‌ریزی می‌کنین یه جوری شنبه رو هم بپیچونین استراحت مبسوطی بکنین! ما معلما هم که درگیر تصحیح اوراق و نمره دادن و این داستاناییم. علت اینکه این چند وقته پست جدید نذاشتم هم دقیقا همین درگیری فصل امتحانات بود. پستی که می‌خوام امروز بذارم، برمی‌گرده به بحث “اعتماد بنفس” فکر کنم! من روزانه در جاهای متعددی تردد دارم و با آدمای متفاوتی سروکله میزنم، اما بعضی وقتا رفتار آدم‌ها برای من توجیه نداره! شنبه باید میرفتم مدرسه برای مراقبت. رفتم سر کلاسی که باید مراقبت می‌کردم دیدم کلاس شلوغیه و توش به غیر از من معلمای دیگه‌ای هم هستن. خیلی بهشون با دقت نگاه نکردم و رفتم سرجایی که باید ایستادم، ولی تنها چیزی که با همون نگاه کردن جزیی متوجه شدم این بود که داف ایرانی * در جمع حضور نداشت!

اما در ادامه مراقبت و با سوال پرسیدن یکی از بچه‌ها و حرکت من به سمت اون بینوا، صحنه‌هایی ناب و تکرار ناشدنی رقم خورد و اون طفل تا مرز زنده به گور شدن در زیر فشارهای ناشی از دبیر دین و زندگی پیش رفت. حالا من این شعر حماسی رو در وصف اون وضعیت گفتم، واقعا خودم هم خندیدم وقتی این شعر رو می‌نوشتم، ولی در عین حال به این هم فکر می‌کردم که واقعا آدما درمورد خودشون چی فکر می‌کنن …

 

جای‌جای مجتمع همواره پر سیم و زر است
مدرسه مان پایتخت داف‌های کشور است
سهم من البته از زر جز ضرر چیزی نبود
ثروت شاعر فقط خودکار و ذوق و دفتر است
شنبه رفتم مدرسه بهر حفاظت زامتحان
امتحانی که زسختی شبه لیگ برتر است
تا به سمت داف دینی رفتم و سمت الی
ناگهان دیدم که اوضاع کاملا خرتوخر است
ظنّ زن فکر می‌کنم این بود ، من بر او نظر
دارم و او ظاهرش از آنجلینا بهتر است
درمیان خشکسالی های پی در پی هنوز
سوژه های ناب فرّخ میوه هایش نوبر است

 

* داف از ملل دیگه بود !

دی 131392
 

همچنان سیر هدایای تولد من که از سال 2013 شروع شد ادامه داره و در اولین روزهای سال 2014 (که البته جا داره شروع سال نوی میلادی رو به همه‌ی بچه‌ها، خصوصا دوستان مسیحی و علی‌الخصوص ماریا و الکس، شاگردای خودم تبریک بگم) همچنان من مورد لطف دوستان قرار دارم … پارسال یادمه تحویل سال 2013 این آهنگ کره‌ایه Gangnam Style خیلی تو بورس بود و من فقط تو مساجد و تکایا این آهنگ رو نمی‌شنیدم، امسال، به لطف دوستان استفاده از کلمه‌ی Farrokh Style انقدر زیاد شده، که دارم به فکر میرم که کار رپ بخونم به همین نام … اسمم میذارم : Dr Farrokh یا مثلا Sean Farrokh یا 50 Farrokh یا … بهرحال فروش کار تو همین شاگردای خودم یه تیراژ رو پر می‌کنه … البته اینجا جا داره یادی کنیم از “نیکا” که کپی رایت این اسم متعلق به اونه!

این شعر اثر دو تا از بچه‌های سمپاده که تمام سبک‌های شعر معاصر رو، باهم ترکیب کردن و یه مقدار هم زمینه‌ی خرق عادت شعر حماسی بهره بردن و در پایان حاصل شده چیزی که می‌بینید که از نظر بنده شعر خوبیه و دستشون درد نکنه … این دو تا اگه به جای تجربی میرفتن انسانی میشدن احتمالا “نادیا یوشیج” و “شقایق سپهری” که خوب قسمت نشده! توجه شما رو به شعر مربوطه جلب می‌کنم :

 

بازفرخ, باکریمی………………… باغرغرهای فراوان
میخوردبرکله ما …………………. تابه کی داغ ودرد و رنجوری؟؟؟
تابه کی التهاب ودلشوره؟………… درس وکنکوروامتحان تاچند؟
شوخی وطعن این فرخ تاچند؟…….. کودکی هفده ساله ام من
غمگین وافسرده  ………………….. نرم ونازک
توی کوچه های تهران …………….. درپی فرخی طویل
اهل تحصیلم من  ………………….. نمره هایم بدنیست
ده دوازده چهارده گاهی هم بیست ….  فرخی دارم بهترازابرسپید
خوشگل وجذاب و خیلی هم ظریف…. گوید که به من ز خوشی بکن جدایی
فرخا؟؟؟؟؟؟؟؟بس کن دگرخسته شدم … رتبه بیست هزار ,چه کم ازرتبه اول دارد؟؟؟؟؟!!!
چه کنیم تافرخ استایل شویم؟………….  شاد و سرزنده و خوشحال شویم؟؟؟
پ.ن 1:از تمامی دست اندرکاران تهیه و پخش این اثر هنری تشکر می‌کنم! هرگونه کپی‌برداری از این اثر هنری با ذکر منبع بلامانع است .
پ.ن 2:حالا جدی : از شقایق و نادیا که تا این حد به من لطف دارن ممنونم، امیدوارم در وهله‌ی اول تو تحصیلشون همیشه موفق باشن :)
دی 101392
 

یه مدرسه‌ی پسرونه هم من امسال میرم، فضاش به لحاظ اینکه تقریبا 95درصد علامه واحد آبشناسان 1 هیبرید با علامه حلی 3 هست جذابه ولی خوب به نسبت کادر و وسعت و امکاناتی که داره، نتونسته موفقیت کسب کنه که فکر کنم دانش‌آموزاش بدونن چرا! حالا مثلا یکی از دانش‌آموزای خیلی خوب همونجا  (الکس) خیلی هم اصرار داشت که آقا یه شعر هم برای اینجا بگید بذارید تو سایتتون! منم خیلی سعی کردم که بتونم شعری بگم که مجموعه رو کاور کنه، ولی ماشاالله انقدر تنوع دانش‌آموز از هر لحاظی که بگی داره، که خیلی سخت بود به هایلایت‌‌ها کاملا اشاره کنی بدون اینکه نکته‌ی مهمی رو از قلم نندازی! عملا میشه گفت یکی از مدارس برتر تهران همین مدرسه‌اس …

امروز (این شعر رو باید هفته‌ی آخر آذر میذاشتم رو سایت، ولی به علت بیماری شدید که یکی از عوارضشم همین گرفتگی صدا بود تا امروز به تاخیر افتاد) سر کلاس، البته کلاسی که خودمم به خاطر تن صدام سوژه‌ی اصلیش بودم، طی یک بررسی ویژه یادمون اومد که یه 7-8 تا از دانش‌آموزای قوی این مجتمع رو هم مدیر سابق مدرسه با خودش به مجتمع نخبگان برده! (می‌بینید، از هرجا که بخوام شعر بگم ردپای یکی از واحدهای نخبگان توش دیده میشه!) این بود که هایلات‌ها تکمیله و این شد نتیجه‌ی کار، انشاالله که سفارش‌دهندگان رضایت کافی داشته باشن:

آن چـه می خواهد بگوید باز یـادش می رود
آخـر ِ هر جمله از آغاز یـــادش مـی رود
ســوژه در این مدرسه باشد فراوان ،لاجرم
در سرودن غالـبا ایجاز یـادش مـــی رود
فـصل تابستان فـیوزٍ برق هردم می پــرد
در زمستان مشکلات گــاز یادش مـــی رود
آن یکی با پُک به قلیانش خلاف جاذبه
می رود بالا ولی پرواز یادش مـــی رود
تازگی ها صادرات ِ نخبه دارد مــی کند
واردات ِ کشک و پشم‌ِغاز یادش می رود
در قــرارش عدل را همواره سازد بـــرقرار
تا به شیرین می رسد، الناز یادش می رود!
جاده ها را ظرف این 30 سال فرّخ طی بکرد
باز پیچ و شیب و دست انداز یادش می رود
دعــوی پیغمبری دارد ! کــتابش لیک نیست
جزوه را می گوید و اعجاز یادش مــی رود

پ.ن :

شعرهایی که مربوط به یه مدرسه‌ی خاص میشه ممکنه از دید بچه‌های مدارس دیگه یه جاهاییش بی‌معنی بیاد! علتش اینه که یه سری اتفاقات یا خاطرات مشترک ما با بچه‌های هر مدرسه‌ای داریم که اشاره به اونا، فقط برای همون بچه‌ها حاوی نکته است و از نظر بقیه فاقد معنی … :)

آذر 231392
 

خوب امروز قرار است شاعری تازه کار ولی آینده‌دار را  به عرصه‌ی ادب و هنر این مملکت معرفی کنم! بله، به رسم حمایت از جوانان این مرز و بوم، بنده امروز شاعری بنام “باقر” را خدمت شما معرفی میکنم که امروز شعر زیبایشان را به من دادن و من با خواندن این شعر متوجه شدم که کتابهای ادبیات دبیرستان بزودی در بخش “تاریخ ادبیات” با نام باقر غلامی آشنا خواهد گشت.

باقر غلامی، دهه هفتادی است و سبک شعر گفتنش مخصوص به خودش می‌باشد، اما با سبک‌شناسی که توسط بنده انجام شد، سبک ایشان را “شعر نوی نیکایی” تشخیص دادم! این سبک در قسمتهای شرقی آسیا طرفداران فراوانی دارد و خود شاعر هم در قسمتهایی از خواندن شعر، لهجه ی محلی مخصوص به خودش را ادا می‌کرد.

ضمنا در پایان غلامی از اسپانسرهای برنامه تشکر کرد. ابتدا از “انجمن حمایت از معتادان غیرقابل حمایت” تشکر کرد که به سرپرستی پروفسور ارسلانی که اتفاقا خودش قبلا بر فراز دودها حرکت می‌کرده اداره می‌شود. در ادامه از “هیئت دلفین‌های مقیم مرکز” تشکر ویژه شد. ظاهرا این هیئت در همدان تاسیس شده و دلفین‌های زیادی را در خشکی نگهداری می‌کند. سخنرانان مدعو هم مهندس قاسمی، مهندس سادات هاشمی، مهندس ساتکین، مهندس خانی‌پور، مهندس ویکی، مهندس عمادی، مهندس بیمقدار و پروفسور پورمهدی بودند. در ادامه گروه “چرم درسا“، یکی دیگر از اسپانسرهای برنامه، با ارائه حرکتهای نمایشی مانند پریدن جفت پا و در راستای محور Y به ارتفاع معلم فیزیک و همچنین عبور به سبک بازی هشیار و بیدار از لابه‌لای نیمکت‌ها مهمانان برنامه را سرگرم کردند. در پایان هیئت دلفین‌ها کیک داد و گرسنگان و در راه ماندگان ناحیه‌ی فقیرنشین شمال غرب تهران یعنی شهرک غرب را سیر کرد که خدا عوض خیرشان دهد!

در لحظات پایانی هم برای سلامتی و طول عمر”چیز” تامی هلفیگر (عخ)* دعا شد. جا دارد از کلیه دست اندر کاران برنامه که باعث شدن این همایش برای همیشه برای من به یادگار بماند تشکر کنم و اعلام کنم دعای “مستمر” بنده همیشه بدرقه‌ی راهشان است.

توجه شما را به شعر غلامی جلب میکنم :

اساسا من که از تو نمی‌ترسم

ولی از فیزیک و بانک سوال که می‌ترسم

چه کنم که هرچه کنم 100 نزنم

وای بر من که بر آه و اوی دریا نشینم

چرا شد فیزیک ادغام طوری

من که از فیزیک و تمارینش می‌ترسم

اسکلای بدتر از من پای نیمکت نشینن

آخر چرا اسکل چو اسکل بیند خوشش آید؟

مرا به زیست و زمین و آف و ب خوش نیست

مرا به تجربی و این لوس بازیها راه نیست

لباس Tommy  از دور ببینم زود بشناسم

گویم : Oh again farrokh in different style

چه خوشید فیزیک  به ما تا الآن

با وجود فرّخی امیدوار

تولد را گوییم مبارک

مبارک مبارک، تولد تولدتان مبارک ( ترجیحا باقر خونده شود با تشکر :D ;)   )

آذر 92

سوم ریاضی

ماهور :)

خیلی خیلی از تک‌تک بچه ها ممنونم، امروز ماندگار شد:)

* علیه خداحافظ

آذر 081392
 

بهتره بگم : تکلیف کنکور 93 هنوز هم مشخض نیست! امیدوارم زودتر به این بچه‌های مردم بگن میخوان چیکار کنن، جماعتی رو سردرگمی و نگرانی دربیارن!

تازه دو روز پیش میگن کنکور آزاد مجزا برگزار نمیشه، روز قبلش تو شبکه خبر رییس سازمان میگه “اگه” بنا باشه کنکور دانشگاه آزاد مجزا برگزاربشه، سازمان سنجش باید این کنکور رو برگزار کنه … با این‌همه حرف، هنوزم کسی حرف آخر رو نزده! منم مثل شماها منتظرم و به هر وقت خبر نهایی و موثق بگیرم بهتون اطلاع میدم.

شعری که در زیر می‌خونید، در مدارس دخترونه‌ای که من درس میدم و در چند سال اخیر با تنی چند از اساتید (البته حسب اتفاق) مشترکا پیش ریاضی درس میدیم، مخاطب خاص داره! خدا رو به همین قبله قسم میدم هممون رو اصلاح کنه :

 

دردم از درس است و درمان نیز هم

مغز من پاشیده و جان نیز هم

دخترک شد غرق در درس فیزیک

دینی از کف رفت و ایمان نیز هم

وان پسر بنشسته دائم پای جِم

لاله ، دیلا ، خرّم ، آیسان نیز هم

هر دو تا دادند دین خود به باد

فرق دارد این‌دو، چندان نیز هم

چون که در علامه و نخبه سرا

من شدم اول کماکان نیز هم

شد شکرچی شاکی و آنگاه زد:

حرفهای کذب، بهتان نیز هم

آزمون هر هفته می‌گردد شروع

دارد این آغاز، پایان نیز هم

مهر باطل می‌خورد روی شما

بر توجه، قند، شایان نیز هم

فرّخی هر هفته اول بوده است

دوره ی قاجار و الآن نیز هم

اولی تنها تراز و نمره نیست

دارد این نکته فراوان نیز هم

* قسمت‌هایی از این شعر قبلا به عنوان جایزه به بنده خدایی جایزه داده شده بود !

*من متولد 62 هستم و عبارت “دوره ی قاجار” صرفا جهت تزیین به کار رفته و ارزش دیگری ندارد!

*اینم با صدای ابی بخونید برای خودتون، من دو هفته‌اس دارم به این می‌خندم :

هدیه رو وانکرده کسپر اسکای !!!

آبان 221392
 

یکی از مواردی که تو زندگی زیاد براش وقت می‌ذارم موسیقیه! یادمه از بچگی برعکس همه که وقتی موسیقی گوش می‌کردن از خود بیخود می‌شدن (حالا هرکس به یه نوعی) من اتفاقا برعکس تمرکزم زیادتر می‌شد! البته نظر اطرافیانم اینه که حرکاتی ازم سر می‌زنه که خودم متوجه نیستم، ولی مهم برام اینه که در اون لحظه ذهنم دقیقا میره اونجایی که دلم می‌خواد و مثلا سخت‌ترین مسئله‌های کوانتوم مکانیک رو من هدفون درگوش حل می‌کردم! بنظر من یکی از موارد تاثیرگذار روی تمرکز در مطالعه موسیقیه …

این رو الان دارم مطرح می‌کنم، که بگم نسل شماها بیشتر از نسل ما  تو سن شما موسیقی گوش میده، البته بخاطر پیشرفت تکنولوژی و به بازار اومدن انواع پلیرهای کوچک و با ظرفیت بالا! مشاورا اما مال زمان ما هستن و با پارامترهای فکری دوره‌ی ما میخوان به مسئله نگاه کنن!  بنابراین اگر شماها مثل من هستید، که اگه گوشی تو گوشتونه، با آهنگ زمزمه نمی‌کنید و می‌تونید با موزیک تمرکز بیشتری بدست بیارید و درس بخونید، اصلا تعلل نکنید و مطمئن باشید کار درستی انجام میدید. اما اگه علی‌الخصوص اهل گوش دادن موسیقی‌های کلام محور، مثل رپ هستید و مدام می‌خواید با صدای بالاتر از طرف باهاش بخونید و … مواردی که خودتون بهتر می‌دونید، بهتره موزیک رو تو زمان استراحت گوش بدید و در سکوت مطالعه کنید.

من اهل آهنگ 6و8 نبودم و نیستم هیچوقت، رپ هم جز “امینم” گوش نمیدم! بیشتر راک دهه هفتاد و هشتاد و هوی متال دهه هشتاد و نود رو گوش میدم، کارای “کویین”، “متالیکا”، “پینک فلوید” و … . با موسیقی وطنی هم خیلی میونه‌ای ندارم، اما اسطوره‌هایی هستند در موسیقی سنتی داخلی، که حتی اگه اهل موسیقی سنتی هم نباشی، وقتی به کارهاشون گوش میدی زندگیت رو زیر و رو می‌کنن. یکی از این موارد، خانواده‌ی محترم “شجریان” هستن. این تصنیف “هوای گریه” خیلی خیلی زیباست، و من هیچوقت از شنیدنش سیر نشدم. برای دانلودش می‌تونید از این لینک استفاده کنید. ضمنا امیدوارم بعد از خوندن شعر زیر، سرضربهاش رو با این شعر به یاد نیارید که حیفه! ضمنا شعر اصلی کار استاد گرانقدر ادب فارسی خانوم “سیمین بهبهانی” هست که عمرش دراز باد …

نه خوانده ام یکم درس، نه داده کس به من درس

چو خنگ پشت کنکور، رها رها رها من

ز علم هر آنکه او دور، چو داف، به بنده نزدیک

به علم هر آنکه نزدیک، از او جدا جدا من

نه دفتری نه کیفی، نه نمره ی ردیفی

نمونه ی خفیفی ، ز نوع اُسکُلا من

من از شیمی گریزان، من از فیزیک هراسان

فقط به فکر رشته، هوا فضا فضا من

زمان سریع گذشت و، رسیده وقت کنکور

برس به داد بنده، هوار یا خدا من

پ.ن :

پسوورد فایل دانلود شده هم اینه : www.didarweb.ir