امیر رضایی فرخ :: وب سایت رسمی

اردیبهشت 301393
 

خوب جا داره به همتون همین اول یه خسته نباشید بگم و اعلام کنم که منم باهاتون همدردم … خدا لعنت کنه این ایام امتحانا رو ! بعد تازه وقتی بدتر میشه که ازین قسم خبرا و ادعاها هم میشه که سوالای امتحان نهایی لو رفته .  لو رفتن سوالات امتحان نهایی یا خبر داشتن عده ای از مشاوران یا موسسات از سوال دستاویزی میشه برای کشوندن بچه ها به کلاسای جمعبندی این آموزشگاهها و خوب بالطبع جذب برای سال بعد …

من اولا این رو بگم که سوالا رو وقتی میگن لو رفته که لااقل 24 ساعت قبل از شروع امتحان قابل دسترسی باشه. وگرنه اینکه ساعت 7 صبح بشه سوال رو گیر آورد این فقط خیانت یه تکثیر کننده اس که یه برگه رو میفرسته بیرون … با مکانیزم امسال طراحی سوالات هم حتی اگه سوالی خبر برسه که لو رفته سریعا عوض میشه و سوال جایگزین تکثیر میشه …

این رو گفتم که خیالتون راحت باشه شماها از قافله ای عقب نموندین !‌ اما این رو هم بگم هستن معلمای کار کشته و باسوادی که الان سالیان ساله دارن در چارچوب امتحانات نهایی زحمت میکشن و تجربه دارن و کار آماری هم کردن. الان به هر کدوم ازینا یه برگه بدی توش 10 تا سوال بنویسن شک نکنین لااقل 6 تاش فردا تو امتحان میاد … این میشه حدس زدن سوالات حسب تجربه نه لو رفتن سوالات …

ضمنا شایعه هایی رو هم که تحت عنوان اس ام اس زدن به فلان سرور و … هستن باور نکنین. تنها معیار سنجش سختی یا آسونی سوالات برگه های خودتونه که داره تصحیح میشه. بهرحال اگه وضعیت نمرات در درس خاصی برای اکثریت بچه ها فاجعه باشه تمهیداتی اندیشیده میشه که شماها کمتر ضرر کنین و من اینجا خیلی بازش نمیکنم …

آرزوم اینه که چهارمیا با خیال راحت امتحانا رو پشت سر بذارن و خیر آخر رو به سمت کنکور بردارن و بچه های سومم انقد عالی امتحان بدن که با امید دوره پیش دانشگاهی سابق رو کلید بزنن … موفق باشید J

 

اردیبهشت 021393
 

امسال بخاطر مشغله‌ی زیادی که داشتم بعید میدونستم بتونم همایش برگزار کنم ولی به اصرار و همت دانش‌آموزای خوبم دقیقا مصادف با روز معلم اولین همایش فیزیک سال 93 رو برگزار خواهم کرد که مختص دختران دانش‌آموز سال سوم رشته‌های ریاضی فیزیک و تجربیه …

نمیخواستم از طریق سایتم اطلاع‌رسانی کنم چون موسسه‌ای که قراره همایش اونجا برگزار بشه فضای خیلی بزرگی نداره و شرمنده‌ی دوستان میشیم ولی از طرفی دیدم بعدا بچه‌ها گله میکنن و حق هم دارن که چرا در جریان قرار نگرفتن! بنابراین خواهشا بدون هماهنگی شخصی با خودم جهت اومدن اقدام نکنین. تو کامنتها اگه سوالی دارین مطرح کنین ولی جهت اومدن به همایش حتما به شماره تماس سایت اس ام اس بدید و حتما قید کنین شاگرد فعلی یا سابق من در کدوم مدرسه یا موسسه هستید یا بودید.ضمنا نهایتا تا دوشنبه اگر جا داشته باشیم فرصت اعلام آمادگی هست.

این مسئله هم صرفا برای اینه که بتونیم بهتر ازتون استقبال کنیم وگرنه من از دیدن همتون چه با اطلاع قبلی و چه بدون اطلاع خوشحال میشم! :)

شروع همایش هم با فصل الکتریسیته ساکن و جریان و مغناطیس و القا هست و کار بچه‌های تجربی که تموم بشه از محضرشون مرخص میشیم و با بچه‌های ریاضی ترمودینامیک رو ادامه میدیم. جزوه‌ی جمعبندی در اختیارتون قرار میگیره و تقریبا نیازی به نوشتن ندارید. برای همین در همین زمان کم فرصت مرور کلیه مطالب کتاب هست هم مسائل هم تحلیلیات و هم آزمایشها!

همچنین شرکت‌کنندگان در مرحله‌ی اول بصورت اتوماتیک برای همایش دوم در روز پنجشنبه یا جمعه یعنی هشتم یا نهم خرداد (روزهای قبل از امتحان نهایی فیزیک3) دعوت خواهند بود.

اینجا جا داره از آرمان و حسین شاگردای امسالم که برای تهیه کلیپ و بهبود عملکرد سایت خیییلی کمکم کردن تشکر کنم … خدا خیرتون بده جوونا! این همایش دخترونه‌اس امیدوارم تو بعدیا رسما دعوتتون کنم از خجالتتون دربیام … ;)

 

فروردین 091393
 

خوب این میشه اولین پست سال 93 پس ایرادی نداره یه تبریکم بگیم :) خیلی درگیر برنامه ریزی عید و اردوهایی هستم که خودتون بهتر میدونین برای همینم نرسیدم اصلا سری به سایتم برنم. خبر جدیدی هم اتفاق نیفتاده و همه چی طبق همون برنامه ی قبلی داره میره جلو. فقط این وسط یه بنده خدایی که خیلی احساس هات بودن میکرد اساسا بنده رو سر کل‌کل انداخت تا یه شعری بگم یکم قربون صدقه‌ی خودم برم :) این بنده خدا من رو به سکوت و توی خودم بودن در فضای کار محکوم می‌کرد و خیلی به این کار ادامه داد ولی خوب من کاری به این حرفا ندارم. تا اینکه شروع کرد به ستایش خودش من باب برقراری ارتباط با بچه ها و اینکه چقدر آدم جذابیه و … دیگه نگم بهتره!‌ :) حالا ایشون از ابتدای سال 93 آدرس سایت رو داره. نتیجتا این شعر یه تیره و دو نشون! ضمنا همینجا سال نو رو به صورت ویژه به آقای ضیغمی پدر نیوشا ضیغمی که از همکاران خوب من و مدرس شیمی هستن تبریک میگم و امیدوارم جسارت بنده رو ببخشن … :

نیوشا ضیغمی پی‌ام به من داد

که دینامیک و نورو بردم از یاد

رها دیدم در گوش ندا گفت :

گلویش گیر کرده پیش استاد

و شاکردوست در فودکورت میلاد

شنیدم میزدش هی داد و فریاد :

انرژی فوتون کی گردد آزاد ؟!

گلویش گیر کرده پیش استاد

“زدست دیده و دل هردو فریاد

هرآنچه دیده بیند دل کند یاد”

اگر نیکی کریمی آمد اینجا

گلویش گیر کرده پیش استاد

“دمی مور” گر بپرسد کیست استاد

چه توضیحی برایش می‌توان داد؟

همان بهتر که آنجا هم بگویی :

گلویش گیر کرده پیش استاد

نگاهش تا به چشم فرخ افتاد

همه عقل و شعورش رفت بر باد

چو “اشتان” در گلویش گیر کردم

گلویش گیر کرده پیش استاد

پ.ن 1 : اول اینکه تمام اسامی به کار رفته سروران بنده هستن و از کسانی که با سرچ اسم این عزیزان سر از این سایت درآوردن عذر میخوام!

پ.ن 2 : دوست پسرسابق بی‌بی دوعالم خانوم “دمی مور” آقای “اشتان کوچر” بود و حدود 20 سال باهم اختلاف سن داشتن!

اسفند 221392
 

من معمولا خیلی زود به زود سایتم رو نمیرسم آپدیت کنم ولی خوب پس از سالها انتظار دیروز و امروز من دارم مطلب میذارم براتون و برید ببینید کجا یه کار حسنه ای انجام دادید که این پاداشتونه! والا قضیه اینه که برنامه امتحانات نهایی سوم دبیرستان ٩٣ مشخص شد و به شرح زیر میباشد، امیدوارم دونستنش از الان به دردتون بخوره :

2/27 دین و زندگی

2/29  جبر(زمین)

2/31 عربی

3/3 حسابان(زیست)

3/5 شیمی

3/7 زبان

3/10 فیزیک

3/12 زبان فارسی

3/17 هندسه(ریاضی3)

3/21 ادبیات فارسی

خدا میدونه چقد اون امتحان ادبیات که فردای روز افتتاحیه جام جهانی برگزار میشه میتونه علی الخصوص کوفت پسرا بشه! باتوجه به اون تاثیر ٣۵٪ سوابق تحصیلی هم که باهاتون درموردش حرف زدم، خیلی جدی از همین خرداد سعی کنید قدم اول رو در مسیر دانشگاه محکم بردارید :)

اسفند 211392
 

خوب امسال من علاوه بر مدارس مختلفی که تدریس کردم سال اول همکاریم با آموزشگاه اندیشه ها رو نیز تجربه کردم.  صمیمیت کادر موسسه و علی‌الخصوص جو خیلی خوب کلاسهام باعث شد دیدگاهم نسبت به آموزشگاههای علمی در مقطع دبیرستان عوض بشه! من آموزشگاه رو با مدرسان شریف در مقطع کارشناسی ارشد تجربه کردم و همیشه همه‌ی دوستانم نسبت به آموزشگاههای دبیرستان دید مثبتی نداشتن ولی من امسال کلا دید متفاوتی دارم و علت اصلی این مطلب رو هم دانش‌آموزام میدونم …

بعد از شعری که برای بچه‌های نخبگان شهرک غرب گفتم این‌بار نوبت بچه‌های اندیشه‌هاست که قبل سال نو یه عیدی از من داشته باشن! شعر رو البته سرکلاس هم براشون خوندم و جای همه خالی :) واکنش‌هاشون خیلی باحال بود!‌

البته یه دوبیتی هم اون وسط اجرا کردم که به دلایل سیاسی – نظامی دیگه اونو تو سایت نمی‌ذارم. اون میمونه تو حافظه‌ی تاریخی بچه‌های کلاس …

سر اسم شعر هم بحث زیاد شد ولی خوب با احترام فراوان به استاد محمد نوری اسم “جان فرخ” رو براش انتخاب کردم :

 

بارالها، از کنارم اسکلان را دور کن

جان فرخ ! دافها را سمت من مجبور کن

نه کتاب و جزوه ای نه معجزه،اما مرا

خواستی، در زمره ی پیغمبران منظور کن

بنده می‌خواهم کلاسم پر شود از فاطمه

کیمیا٬ مهنا٬ سه زهرا٬ پرنیان را جور کن

این شکیبا را یه خردادی ببخش از رحمتت

با کچاپی نسترن را یه کمی مسرور کن

خواهر مهتاب چون مشغول شد با فیزیا

لطف کن مهتاب را با خواهرش محشور کن

یاسمن٬ درسا٬ ملیسا هر سه دکتر می‌شوند

هرکه نتواند ببیند را خدایا کور کن

اینهمه زحمت کشیدم این دهن سرویس گشت

صورتم را چون امامان اندکی پرنور کن

اول فصل جوانی این همه موی سفید؟!

یا کچل کن بنده را یا زلف ما را بور کن!

پ.ن : امروز به خودم لقب فرخ عریان (به جهت گفتن دوبیتی) هم دادم که خوب همه را ازین کار حالی خوش گشت … :)

اسفند 131392
 

خب امروز پس از مدتها گرفتاریه اردوهای پیش و برنامه ریزی دوران طلایی نوروز و ازین قسم حرفا سر فراغت شدم بیام یه سر به دنیای مجازی بزنم و البته دسته خالی هم نیومدم و دوتا خبر دارم که بیشتر به درد بچه‌های سوم امسال میخوره که سال 94 قرار کنکور رو تجربه کنن! شعر هم دارم براتون ولی خب کم نیستن آدمایی که ما مطلب علمی می‌نویسیم غر می‌زنن ما گوشمون ازین حرفا پره و … بعد که میریم شعر میگیم و دورهمیم کلا و … میان میگن مطلب علمی هم باشه بد نیست! خلاصه خلق الله خسته نمی‌شن از این که مدام غر بزنن …

اولا آموزش و پرورش اعلام کرد که زمان برگزاری امتحانات ترم دوم سال 92-93 از اول خرداد ماه به بیست و هفتم اردیبهشت ماه و زمان اتمام امتحانات از 25 خرداد به 22 خرداد منتقل شد. علت این جا‌به‌جایی در برنامه هم همونطور که در جریانید برگزاری مسابقات جام جهانی فوتبال در کشور برزیل هست. حالا سوال من اینه : اگه مسابقات جام جهانی انقدر رو کیفیت امتحانات بچه‌ها تاثیر داره چرا امتحانا رو تا بیست خرداد تموم نمی‌کنین!؟ یا اگه به هوای بازی تیم ملی روز 24 میخواین امتحانا رو تا بیستم تموم نکنین چرا تا 24 خرداد امتحانا رو ادامه نمی‌دین که فرجه‌ی امتحانی بیشتری بشه به بچه‌ها داد و یا اینکه اگه میخواین تا بیست و دوم تموم کنین امتحانا رو بیست و نهم اردیبهشت شروع کنین و تا بیست و چهارم خرداد تمون کنین و همون فاصله‌ی زمانی رو دارید. خلاصه اینکه من متوجه نشدم چرا اینهمه عجیب غریبه این داستان امتحان نهایی!

بحث بعدی هم اینکه مصوب شد در کنکور سال 94 تاثیر نمرات کتبی امتحانات نهایی از 25٪ تاثیر مستقیم به 35٪‌ تاثیر افزایش پیدا بکنه و خب این مطلب اهمیت امتحانات سال سوم رو برای بچه‌های امسال خیلی بیشتر می‌کنه. یه جورایی انگار از سه قسمت کار برای قبولی در دانشگاه یک قسمتش در سال سوم انجام میشه.

امیدوارم که با یه برنامه‌ریزی اصولی طوری این مدت رو مدیریت کنین که سال آینده این موقع و در آستانه‌ی دوران طلایی عید نه تنها استرس و نگرانی وجود نداشته باشه بلکه با یه اندوخته مناسب از سال سوم تا حدی روحیه مناسب‌تری در برخورد با کنکور داشته باشید …

بهمن 251392
 

خوب خداروشکر 25 بهمن و به عبارت شیک‌تر همون 14 فوریه‌ اومد و همه به هم رسیدن … البته من اساسا با این قرتی‌بازیا مخالفم و به نظر من دو روز پس از راهپیمایی به اون باشکوهی در راستای اهداف ملی نباید به سرعت با یکی از مظاهر فرهنگ غرب مواجه بشیم ولی خوب دیگه اینم دست تقدیره ! البته من از هنرمندان و صنعت‌گران داخلی تقاضا دارم با بومی سازی این جشن ولنتاین اون رو به صورت ولنتاین ایرانی یا ولنتاین آریایی به ثبت برسونن …

پیشنهاد من اینه که به جای عروسک خرس از عروسک‌های بومی سازی شده مثلا گوسفند استفاده بشه و به جای شکلات غربی هم نون پنیر سبزی به هم هدیه بدیم! البته میگم اینا همه پیشنهاده :)

سروده ی زیر الهام گرفته از مهدی عزیزه و قدمتی داره و الان با توجه به شرایط فعلی به روزرسانی شده …

یکی از شاگردای مدرسه‌ی ابوعلی سینا دیروز میگفت چرا نمونه سوال نمیذارید تو سایتتون!؟؟؟ همینجا اگه داره این متن رو میخونه ازش میپرسم : خداوکیلی چند دفعه رفتی تو نت دنبال سوال؟! چند دفعه رفتی تو نت ولی نه به دنبال سوال؟! :)

وقتی معلم به این خوبی داری برو اینترنت با خیال راحت!‌ اونایی که من معلمشون نیستم باید نگران باشن (اسمایلی تواضع و اعتماد به نفس و کلی صفت خوب و پسندیده :) ‌ )

 

دهد مجنون به لیلا خرس با قلب
شباهت دارد آیا خرس با قلب؟
دوباره آمد ایام ولنتاین
جهان تسخیر شد با خرس‌باقلب
برای فتح قلب ماه‌ نیکا
خریده جعفر آقا! خرس با قلب
خریده خرس گنده، خرس گنده
جوان حس کرده خود را خرس با قلب
و بیتا محض اجرای عدالت
خریده سی-چهل تا خرس با قلب
نکن تردید مادر داده حتما
که دیدی دست بابا خرس با قلب
ندا داده به اکبر  قلب با خرس
حسن داده به آیسا خرس با قلب
یکی دیدم که داده دست الناز
سحر نیکو کیانا خرس با قلب
شده بره‌کشون گشت ارشاد
شده پر توی ون‌ها خرس با قلب
ندارد راه گویا عشق در سنگ
ندارد میل گویا خرس با قلب
شتر در خواب بیند پنبه‌دانه
نیوشا توی رویا خرس با قلب
کبوتر با کبوتر باز با باز
کوالا با کوالا خرس با قلب
کند تسهیل در سطح روابط
ببین دست اوباما خرس با قلب
عجب بحثی‌است این بحث ولنتاین
بگو تا صبح فردا خرس با قلب
چه صحبتها که کردیم و نکردیم
نشد حل این معما: خرس با قلب؟!

 

 

 

دی 241392
 

خوب به مدد الهی امتحانای ترم اولم به اتمام رسید … یه سری‌تون که الان اردویید و خوش به حالتون، یه سری هم که موندین منزل و دارید برنامه‌ریزی می‌کنین یه جوری شنبه رو هم بپیچونین استراحت مبسوطی بکنین! ما معلما هم که درگیر تصحیح اوراق و نمره دادن و این داستاناییم. علت اینکه این چند وقته پست جدید نذاشتم هم دقیقا همین درگیری فصل امتحانات بود. پستی که می‌خوام امروز بذارم، برمی‌گرده به بحث “اعتماد بنفس” فکر کنم! من روزانه در جاهای متعددی تردد دارم و با آدمای متفاوتی سروکله میزنم، اما بعضی وقتا رفتار آدم‌ها برای من توجیه نداره! شنبه باید میرفتم مدرسه برای مراقبت. رفتم سر کلاسی که باید مراقبت می‌کردم دیدم کلاس شلوغیه و توش به غیر از من معلمای دیگه‌ای هم هستن. خیلی بهشون با دقت نگاه نکردم و رفتم سرجایی که باید ایستادم، ولی تنها چیزی که با همون نگاه کردن جزیی متوجه شدم این بود که داف ایرانی * در جمع حضور نداشت!

اما در ادامه مراقبت و با سوال پرسیدن یکی از بچه‌ها و حرکت من به سمت اون بینوا، صحنه‌هایی ناب و تکرار ناشدنی رقم خورد و اون طفل تا مرز زنده به گور شدن در زیر فشارهای ناشی از دبیر دین و زندگی پیش رفت. حالا من این شعر حماسی رو در وصف اون وضعیت گفتم، واقعا خودم هم خندیدم وقتی این شعر رو می‌نوشتم، ولی در عین حال به این هم فکر می‌کردم که واقعا آدما درمورد خودشون چی فکر می‌کنن …

 

جای‌جای مجتمع همواره پر سیم و زر است
مدرسه مان پایتخت داف‌های کشور است
سهم من البته از زر جز ضرر چیزی نبود
ثروت شاعر فقط خودکار و ذوق و دفتر است
شنبه رفتم مدرسه بهر حفاظت زامتحان
امتحانی که زسختی شبه لیگ برتر است
تا به سمت داف دینی رفتم و سمت الی
ناگهان دیدم که اوضاع کاملا خرتوخر است
ظنّ زن فکر می‌کنم این بود ، من بر او نظر
دارم و او ظاهرش از آنجلینا بهتر است
درمیان خشکسالی های پی در پی هنوز
سوژه های ناب فرّخ میوه هایش نوبر است

 

* داف از ملل دیگه بود !

دی 131392
 

همچنان سیر هدایای تولد من که از سال 2013 شروع شد ادامه داره و در اولین روزهای سال 2014 (که البته جا داره شروع سال نوی میلادی رو به همه‌ی بچه‌ها، خصوصا دوستان مسیحی و علی‌الخصوص ماریا و الکس، شاگردای خودم تبریک بگم) همچنان من مورد لطف دوستان قرار دارم … پارسال یادمه تحویل سال 2013 این آهنگ کره‌ایه Gangnam Style خیلی تو بورس بود و من فقط تو مساجد و تکایا این آهنگ رو نمی‌شنیدم، امسال، به لطف دوستان استفاده از کلمه‌ی Farrokh Style انقدر زیاد شده، که دارم به فکر میرم که کار رپ بخونم به همین نام … اسمم میذارم : Dr Farrokh یا مثلا Sean Farrokh یا 50 Farrokh یا … بهرحال فروش کار تو همین شاگردای خودم یه تیراژ رو پر می‌کنه … البته اینجا جا داره یادی کنیم از “نیکا” که کپی رایت این اسم متعلق به اونه!

این شعر اثر دو تا از بچه‌های سمپاده که تمام سبک‌های شعر معاصر رو، باهم ترکیب کردن و یه مقدار هم زمینه‌ی خرق عادت شعر حماسی بهره بردن و در پایان حاصل شده چیزی که می‌بینید که از نظر بنده شعر خوبیه و دستشون درد نکنه … این دو تا اگه به جای تجربی میرفتن انسانی میشدن احتمالا “نادیا یوشیج” و “شقایق سپهری” که خوب قسمت نشده! توجه شما رو به شعر مربوطه جلب می‌کنم :

 

بازفرخ, باکریمی………………… باغرغرهای فراوان
میخوردبرکله ما …………………. تابه کی داغ ودرد و رنجوری؟؟؟
تابه کی التهاب ودلشوره؟………… درس وکنکوروامتحان تاچند؟
شوخی وطعن این فرخ تاچند؟…….. کودکی هفده ساله ام من
غمگین وافسرده  ………………….. نرم ونازک
توی کوچه های تهران …………….. درپی فرخی طویل
اهل تحصیلم من  ………………….. نمره هایم بدنیست
ده دوازده چهارده گاهی هم بیست ….  فرخی دارم بهترازابرسپید
خوشگل وجذاب و خیلی هم ظریف…. گوید که به من ز خوشی بکن جدایی
فرخا؟؟؟؟؟؟؟؟بس کن دگرخسته شدم … رتبه بیست هزار ,چه کم ازرتبه اول دارد؟؟؟؟؟!!!
چه کنیم تافرخ استایل شویم؟………….  شاد و سرزنده و خوشحال شویم؟؟؟
پ.ن 1:از تمامی دست اندرکاران تهیه و پخش این اثر هنری تشکر می‌کنم! هرگونه کپی‌برداری از این اثر هنری با ذکر منبع بلامانع است .
پ.ن 2:حالا جدی : از شقایق و نادیا که تا این حد به من لطف دارن ممنونم، امیدوارم در وهله‌ی اول تو تحصیلشون همیشه موفق باشن :)
دی 101392
 

یه مدرسه‌ی پسرونه هم من امسال میرم، فضاش به لحاظ اینکه تقریبا 95درصد علامه واحد آبشناسان 1 هیبرید با علامه حلی 3 هست جذابه ولی خوب به نسبت کادر و وسعت و امکاناتی که داره، نتونسته موفقیت کسب کنه که فکر کنم دانش‌آموزاش بدونن چرا! حالا مثلا یکی از دانش‌آموزای خیلی خوب همونجا  (الکس) خیلی هم اصرار داشت که آقا یه شعر هم برای اینجا بگید بذارید تو سایتتون! منم خیلی سعی کردم که بتونم شعری بگم که مجموعه رو کاور کنه، ولی ماشاالله انقدر تنوع دانش‌آموز از هر لحاظی که بگی داره، که خیلی سخت بود به هایلایت‌‌ها کاملا اشاره کنی بدون اینکه نکته‌ی مهمی رو از قلم نندازی! عملا میشه گفت یکی از مدارس برتر تهران همین مدرسه‌اس …

امروز (این شعر رو باید هفته‌ی آخر آذر میذاشتم رو سایت، ولی به علت بیماری شدید که یکی از عوارضشم همین گرفتگی صدا بود تا امروز به تاخیر افتاد) سر کلاس، البته کلاسی که خودمم به خاطر تن صدام سوژه‌ی اصلیش بودم، طی یک بررسی ویژه یادمون اومد که یه 7-8 تا از دانش‌آموزای قوی این مجتمع رو هم مدیر سابق مدرسه با خودش به مجتمع نخبگان برده! (می‌بینید، از هرجا که بخوام شعر بگم ردپای یکی از واحدهای نخبگان توش دیده میشه!) این بود که هایلات‌ها تکمیله و این شد نتیجه‌ی کار، انشاالله که سفارش‌دهندگان رضایت کافی داشته باشن:

آن چـه می خواهد بگوید باز یـادش می رود
آخـر ِ هر جمله از آغاز یـــادش مـی رود
ســوژه در این مدرسه باشد فراوان ،لاجرم
در سرودن غالـبا ایجاز یـادش مـــی رود
فـصل تابستان فـیوزٍ برق هردم می پــرد
در زمستان مشکلات گــاز یادش مـــی رود
آن یکی با پُک به قلیانش خلاف جاذبه
می رود بالا ولی پرواز یادش مـــی رود
تازگی ها صادرات ِ نخبه دارد مــی کند
واردات ِ کشک و پشم‌ِغاز یادش می رود
در قــرارش عدل را همواره سازد بـــرقرار
تا به شیرین می رسد، الناز یادش می رود!
جاده ها را ظرف این 30 سال فرّخ طی بکرد
باز پیچ و شیب و دست انداز یادش می رود
دعــوی پیغمبری دارد ! کــتابش لیک نیست
جزوه را می گوید و اعجاز یادش مــی رود

پ.ن :

شعرهایی که مربوط به یه مدرسه‌ی خاص میشه ممکنه از دید بچه‌های مدارس دیگه یه جاهاییش بی‌معنی بیاد! علتش اینه که یه سری اتفاقات یا خاطرات مشترک ما با بچه‌های هر مدرسه‌ای داریم که اشاره به اونا، فقط برای همون بچه‌ها حاوی نکته است و از نظر بقیه فاقد معنی … :)